دیشب ...
دیشب هم از اون شبای خوب بود ..
از اون شبا که تو خواب همون چیزی اتفاق میفته که میخوای ...
از اون شبا که دوست داری بمیری و برای همیشه تو اون خوابت زندانی بشی ...
ولی خوب شد توی تختخواب یادم نیومد ...
اونطوری باز یکی دو ساعت و شاید بیشتر تو تخت خواب میموندم و سعی میکردم که دوباره همون خوابو ببینم و یا اینکه تو رویاش فرو میرفتم ...
دلم میخواد دوباره بخوابم ... دوباره و دوباره و دوباره ...
برچسب:
نویسنده: مهراد کاشانی
تاريخ: چهارشنبه
10 خرداد
1396 ساعت: 4:27